تبليغاتX
بی سرنامه
ماییم و نوای بی نوایی.........بسم الله اگر حریف مایی
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...

هر که با ما بود از ما می گریخت ...

چند روزی ست حالم دیدنیست...

حال من از این و آن پرسیدنیست...

گاه بر روی زمین زل می زنم...

گاه بر حافظ تفاءل می زنم...

 حافظ دیوانه فالم را گرفت...

 یک غزل آمد که حالم را گرفت:

ما زیاران چشم یاری داشتیم...

 خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

به مادرم گفتم تمام شد، قبل از اینکه فکرش را کنی اتفاق می افتد

مهدی مرد

باید برای روزنامامه تسلیتی بفرستیم

خیلی چیزها میخواهم بنویسم اما سالگرد تولد وبلاگم رو با تولد مرگم جشن خواهم گرفت و برای همیشه خواهم مرد !!!

می گفت ازدواچ خودکشی نیست اما خوب میدانم که میداند ناخواسته خودکشی است و ذره ذره آب شدن است و خوب میفهمی چه میگویم.کاش بودی و می دیدی که بی تو چه میکشم اما اما ......................

باز هم بگویید خدا ظلم نمی کند

+ نوشته شده در  86/10/05ساعت 12:14  توسط zartosht |