تبليغاتX
بی سرنامه
ماییم و نوای بی نوایی.........بسم الله اگر حریف مایی
دین اسلام و زرتشت خیلی به هم شبیه هستند.در خیلی از مراسمات-افکارو... .

واسه همین هم هست که اعراب آن زمان میگفتند اسلام را حضرت محمد (ص) از دیگران گرفته و با تغییراتی داره اون رو به عنوان یک دین جدید تو عربستان تبلیغ میکنه.

در اسلام اسامی متعدد خداوند که معمولا به ۱۰۰۰ تا خونده میشه مرسوم و معروف است و مطلب اون روزم هم شاید اشاره ای به اسامی متعدد خداوند از دید زرتشتیان است.

همه میدونیم که زرتشت ۳۷۰۰ سال پیش ظهور کرده و اسلام تقریبا ۱۴۵۰ سال از ظهورش میگذره.

البته من به این که اسلام از زرتشت تغییر یافته درست شده اعتقادی ندارم ولی در ما آدمها هر چیزی باید رشد کنه و در گذشت زمان  کیفیت و حالات اون چیز ارتقاء پیدا کنه و خداوند هم این شناخت رو نسبت به مخلوق خودش داشته وداره که این همه پیامبر و راهنما را واسه ما آدما فرستاده.

اما من معتقدم که همه دینها در یک راستا و تکامل یافته هم هستند تا باعث رشد ما آدمابشن و به خدا برسونند . پس چه فرقی میکنه که آدما کدوم دین رو بپذیرند و به خدا برسند مهم اینه که هنوز بعضی از ما آدما با اینکه زمان زیادی از خلقت میگذره اون رشد چشمگیر را واسه درک ابعاد ادیان دیگه پیدا نکردیم.

و واسه همین است که هر کسی تو یه دین راحت تر است و تو اون دین رشد میکنه و به خدا نزدیکتر میشه در حالی که همون آدم تو دینی دیگه ممکن بود به این رشد نرسه. و این است که برای رسیدن به خداون راه های کمال فراوانی وجود داره.

" منتظر نظرات سازنده شم هستم... "

+ نوشته شده در  84/11/26ساعت 13:52  توسط zartosht | 

فصل هفدهم : امنیت خاطر

"اگر کسی خود را بازنده ببیند , راهی پیدا می کند تا ببازد"

بشکافیم :

     رهبران متزلزل دارای چند خصلت هستند:

1-     امنیت خاطر دیگران را تامین نمی کنند

2-     آنچه از مردم می گیرند بیشتر از آن چیزی است که به آنها می دهند

3-     پروبال همکاران را می چینند قدرت را احتکار می کنند

4-     دست و پای سازمان را می بندند وقتی پیروان باکوت شوند , سازمان آسیب می بیند

تامل کنیم :

     چقدر خود را می شناسید و به خود احترام می گذارید؟ اگر یکی از رهبران ایده ای بزرگ داشته باشد او را تشویق می کنید یا سرش را به دیوار می کوبید؟

راه دست یابی :

     برای افزایش امنیت خاطر خود این کارها را بکنید:

-         خود را بشناسید : از سه نفر که شما را خوب می شناسند بخواهیدکه سه نقطه قدرت و سه نقطه ضعف شما را نام ببرند.وقتی اطلاعات را می گیرید به دفاع از خود نپردازید.

-         در تشویق دست ودل باز باشید : شاید باور نکنید که تقدیر از دیگران رمز موفقیت خود شما باشد.

-         کمک هم بگیرید : اگر در این رابطه مشکلی دارید از متخصصین کمک بگیرید.

 

فصل هجدهم : تسلط بر نفس

بشکافیم :

    یک رهبر هر چند هم که هوش وذکاوت خدا دادی داشته باشد باز هم انضباط و تسلط برخویش می خواهد تا همه استعدادهای خود را به کار گیرد.انضباط و تسلط برنفس  هررهبر راه او را باز می کند و دوام رهبری اوراتضمین می نماید.

1-     اولویت های خود را تعیین کنید

2-     شیوه زندگی منظم و مسلط بر خویش را هدف قرار دهید

3-     از عذر تراشی بپرهیزید

4-     پاداش را به انجام کار موکول کنید

5-     توجه خود را بر نتیجه کار متمرکز نمایید

تامل کنیم :

    اگر می دانید که استعداد دارید و خیلی حرکت می کنید اما نتیجه چندانی نمی گیرید تسلط بر نفس ندارید. به کارهای هفته پیش خود نگاه کنید, چقدر وقت خود را صرف فعالیت های منظم کرده اید؟ هیچ کاری کرده اید که سطح معلومات حرفه ای خود را افزایش دهید؟

راه دست یابی :

 برای تحکم پایه های انضباط خود این کارها را بکنید:

·        اولویت خود را تعیین کنید : برنامه ای تنظیم کنید و این نظم و انضباط را طوری در آن بگنجانید که هر هفته یا هر روز به آن عمل کنید

·        دلایل را یادداشت کنید : روزی که دیدید حال و هوای برنامه را ندارید دلایل را بخوانید

·        عذر و بهانه را کنار بگذارید : هر دلیلی دارید که نباید نظم تعیین شده را رعایت کنید, روی کاغذ بنویسید. این دلایل عذر و بهانه هسند آنها را کنار بگذارید.

 

فصل نوزدهم : خدمتگذاری

شما موظفید که همکاران خود را بیش از پست و مقام دوست بدارید(جان ماکسول)

بشکافیم :

     خدمتگذاری ربطی به مقام و مهارت انسان ندارد,بلکه از طرز فکر و نگرش انسان بر می آید. رهبر خدمتگذار :

1-     دیگران را بر خود مقدم می شمارد

2-     اطمینان دارد که می تواند خدمت کند

3-     در خدمت به دیگران پیشقدم می شود

4-     مقام پرس نیست

5-     با عشق و علاقه خدمت می کند

 

تامل کنیم :

     اگر می خواهید رهبری باشید که پیروانی داشته باشید , باید مسئله خدمتگذاری را با خود حل کنید

راه دست یابی :

·        تمرین خدمتگذاری کنید

·        در جمع که هستید به همه سر بزنید

·        به عمل رو آورید

 

فصل بیستم : بیاموزید

بشکافیم :

رهبران با این خطر روبرو هستند که با وضع موجود بسازند. به هرحال , اگر رهبری نفوذ و اعتباری به هم زده است, چرا باید باز هم دنبال رشد بیشتری باشد؟ پاسخ آن آسان است:

" رشدتان می گوید چه کسی هستید.اینکه چه کسی هستید تعیین می کند که چه کسانی را جذب می کنید.اینکه چه کسانی را جذب کنید توفیق سازمان تان را رقم می زند". پنج رهنمود برای اینکه شوق آموختن را در شما بیدار کند:

1-     بیماری " من به مقصد رسیده ام" را درمان کنید.

           روزی که از رشد باز می مانید روزی است که بند بر پای توانایی های خود زده اید. ری کرک می گوید:" مادام که سبز هستید , در حال رشد هستید. به محض اینکه رسیدید , آغاز پوسیدگی شماست."

2-     برکامیابی خود چیره شوید.

3-     میان بر نزنید

4-     از غرور خود مایه بگذارید

5-     هیچگاه اشتباهی را تکرار نکنید

تامل کنیم :

    آخرین بار کی بود که با دست زدن به کاری که تبحرآن رانداشتید , خود را به خطر انداختید؟

راه دست یابی :

    برای رغبت خود به آموزش به شرح زیر عمل کنید:

1-     ببینید که در برابر اشتباهات چه واکنشی نشان می دهید.

2-     دست به کار نو بزنید

3-     در همان رشته که دست بالا را دارید چیز بیاموزید

 

فصل بیستم و یکم: آینده بین وقوه تشخیص

آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آنکه آشکار شوند , می بینند (جان اسکالی)

بشکافیم :

      آینده بینی برای رهبر همه چیز است. چرا؟ زیرا راه را به رهبر نشان می دهدوهدف را ترسیم می کند. برای اینکه رهبری آینده بین باشید بدانید که :

1-     آینده بینی از درون سرچشمه می گیرد

2-     قوه تشخیص حاصل عمر آدم است

3-     هدف آینده پاسخ گویی نیاز نیاز دیگران است

4-     داشتن هدف و دورنمای آینده به انسان کمک می کند که منابع را گرد آورد

تامل کنیم :

      برای رسیدن به این عمل باید شنونده خوبی باشید و باید به چند صدا گوش دهید:

  • صدای درونی
  • صدای ناخوشایند
  • صدای موافق
  • صدای بالاتر

راه دست یابی :

1-     خود را بسنجید

2-     روی کاغذ بیاورید

3-     بخش ناخود آگاه خود را بیدار کنید

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 16:19  توسط zartosht | 

اینو هدیه میکنم به همه عاشقای واقعی

 

هرمزد یشت

زرتشت ازاهوره مزدا پرسید:

ای اهوره مزدا! ای سپندترین مینو! ای دادارجهان استومند! ای اشون درمنثره ی ورجاوند !

چه چیز تواناتر, چه چیز پیروزمندتر, چه چیز بلند پایگاه تر و چه چیز برای روز پسین, کارآمدتر است؟

- چه چیزپیروزمندترین و چه چیزچاره بخش ترین چیزهاست؟

- چه چیزبیشتر بر دشمنی دیوان و مردمان]دروند[ چیره می شود؟

- در سراسر جهان استومند, چه چیزبیشتر در اندیشه مردمان کارگرافتد؟

- در سراسر جهان استومند, چه چیزبهتر نهاد مردم را پاک میکند؟

 

آنگاه اهوره مزدا گفت:

ای سپیتمان زرتشت!

نام من و امشاسپندان در منثره ی ورجاوند, تواناتر از هر چیز, پیروزمندتر از هر چیز, بلندپایگاه تر از هر چیز وبرای روز پسین, کارآمدترازهرچیز است.

این است پیروزمندترین و چاره بخش ترین چیزها. این است آنچه بر دشمنی دیوان و مردمان]دروند[ چیره شود. این است آنچه در سراسر جهان استومند, بیشتردراندیشه مردمان کارگر افتد. این است آنچه در سراسر جهان استومند, بهتر نهاد مردمان راپاک کند.

 

زرتشت گفت:

ای اهوره مزدای اشون !

مرا از آن نام خویش که بزرگتر و بهتر و زیباتر از هر چیز و به روز پسین, کارآمدتر و پیروزمندتروچاره بخش تراست وبهتر بردشمنی دیوان ومردمان]دروند[ چیره شود, بیاگاهان...

... تا من بر همه دیوان و مردمان]دروند[ پیروز شوم؛ تامن برهمه جادوان و پریان چیره شوم؛ تا هیچ کس نتواند برمن چیره شود: نه دیوان و نه مردمان]دروند[ ونه جادوان و نه پریان.

 

آنگاه اهوره مزدا گفت:

ای زرتشت اشون !

یکم  : منم سرچشمه دانش و آگاهی.

دوم  : منم بخشنده گله ورمه .

سوم : منم توانا.

چهارم : منم بهترین اشه.

پنجم : منم نشان همه دهش های نیک اشه نژاد مزدا آفریده.

ششم :  منم خرد.

هفتم : منم خردمند.

هشتم : منم داتایی.

نهم :  منم دانا.

دهم : منم ورجاوندی.

یازدهم :  منم ورجاوند.

دوازدهم : منم اهوره.

سیزدهم :  منم زورمندترین.

چهاردهم :  منم درواز دسترس دشمن.

پانزدهم : منم شکست ناپذیر.

شانزدهم : منم به یاد دارنده پاداش هر کسی.

هفدهم :  منم همه را نگهبان.

هیجدهم : منم همه را پزشک.

نوزدهم : منم آفریدگار.

بیستم : منم نامبردار به مزدا.

 

ای زرتشت !

روزان و شبان مرا با نیاز برازنده زور بستای.

اینچنین, من – اهوره مزدا – یاری رسانی و پناه بخشی رابه سوی توآیم.

سروش پارسا, یاری رسانی و پناه بخشی را به سوی تو آید.

آبها و گیاهان و فروشی های اشونان یاری رسانی و پناه بخشی را به سوی تو آیند.

 

ای زرتشت !

اگرخواستارچیره گی بر دشمنی دیوان و مردمان ]دروند[ و جادوان و پریان وک های ستمکار و راهزنان و اشموغان دوپا و گرگان چار پا ...

.... اگر خواستار چیره گی بر سپاه فراخ سنگر, بزرگ درفش, افراشته درفش, گشوده درفش و خونین درفش دشمنی, پس در همه روزان و شبان این نام ها را باژگیر:

 

پشتیبان نام من است.

آفریننده و نگاهبان نام من است.

شناسنده و سپندترین مینونام من است.

 چاره بخش نام من است.

چاهره بخش ترین نام من است.

پیشوا نام من است.

بهترین پیشوا نام من است.

اهوره نام من است.

مزدا نام من است.

اشون نام من است.

اشون ترین نام من است.

فره مند نام من است.

فره مندترین نام من است.

بسیار بینا نام من است.

بسیاربیناتر نام من است.

دوربیننده نام من است.

دوربیننده تر نام من است.

 

نگاهبان نام من است.

پشت وپناه نام من است.

دادار نام من است.

نگاهدارنده نام من است.

شناسنده نام من است.

بهترین شناسنده نام من است.

پرورنده نام من است.

فشوشومنثره نام من است.

جویای شهریاری نیکی نام من است.

بیشترین جویای شهریاری نیکی نام من است.

شهریاردادگر نام من است.

دادگرترین شهریار نام من است.

 

نافریفتار نام من است.

نافرفتنی نام من است.

برستیهندگی چیره شونده نام من است.

به یک زخم بر دشمن پیروز شونده نام من است.

همه را شکست دهنده نام من است.

آفریدگار یگانه نام من است.

بخشنده همه دهشها نام من است.

بخشنده بسیار خوشیها نام من است.

بخشایشگر نام من است.

 

به خواست خود نیکی کننده نام من است.

به خواست خود پاداش رسان نام من است.

سودمند نام من است.

نیرومند نام من است.

نیرومندترین نام من است.

بزرگ نام من است.

برازنده شهریاری نام من است.

به شهریاری برازنده ترین, نام من است.

دانا نام من است.

داناترین, نام من است.

دورنگرنده نام من است.

اینچنین است نام های من.

 

ای زرتشت !

آن که در این جهان استومند, این نام های مرا باژگیرد یا زوران و شبان, به بانگ بلند بخواند...

... آن که این نام هارا هنگام برخواستن از خواب یا به گاه خفتن, به گاه خفتن یا به گاه برخواستن ازخواب, هنگام کشتی بستن یا کشتی گشودن, هنگام رفتن از جایی به جایی یا هنگام رفتن از شهر و کشور به سوی کشوری دیگر, بخواند...

 

... در این روز و در این شب,کارد بر او کارگر نشود, چکش و تیر وخنجر و گرزی که خشمی با نهادی سرشار از دروغ به سوی او پرتاب کند, بر او کارگر نشودو سنگهای فلاخن بدو نرسد.

 

+ نوشته شده در  84/11/24ساعت 15:53  توسط zartosht | 

فصل چهاردهم : مشکل گشایی

بشکافیم :

   رهبرانی توانا همیشه با مسائل دست و پنجه نرم می کنند , این یکی از راه هایی است که صفت برنده را از بازنده جدا می کند. رهبرانی که در حل مشکلات کفایت دارند , دارای این پنج خصوصیت هستند:

1.      مشکلات را پیش بینی می کنند:کسیکه انتظارهیچ مشکلی رانداشته باشدهمیشه به زحمت می افتد.

2.      تصویر بزرگ را می بیند : رهبران همیشه باید تصویر بزرگ را ببینند و در احساسات خود غرق نشوند. همچنین نباید در باتلاق جزئیات غرق شوند که مهم را از غیر مهم تشخیص دهند.

3.      حقیقت را می پذیرند : اشخاص در مقابل مسائل سه واکنش نشان میدهند : مسائل را نمی پذیرند – می پذیرند و آنها را تحمل می کنند – می پذیرند و آنها را حل می کنند.

4.       هر باربایک مسئله روبرو می شوند :  هیچ گاه در آن واحد به حل همه مسائل نپردازید بلکه مسایل را در نوبت بگذارید و هر بار سراغ یکی بروید.

5.      از هدف های اصلی خود دست نمی کشند.

تامل کنیم :

      توانایی حل مشکلات از تجربه غلبه بر موانع حاصل می گردد.هر بار که مسئله ای را حل می کنید , خم . چم کار را بیشتر یاد می گیرید , اما اگر هیچ وقت کوششی نکنید , شکست نخورید اما توانایی حل مشکلات را هم پیدا نخواهیدکرد.

راه دست یابی :

  برای افزایش توانایی در این مسائل کارهای زیر را بکنید:

·        در جستجوی کشف مشکلات برآیید : ببینید که در کجای سازمان یا کسب و کارتان مشکل وجود دارد.برای این مشکل چند راه حل بیابید , سپس راه حل های خود را با رهبری کارکشته و با تجربه در میان بگذارید.

·        برای حل مسائل روشی داشته باشید : فرایند پنج مرخله ای زیر را بکار بگیرید:

  الف) زمان : به اندازه کافی زمان صرف کنید تا ماهیت واقعی مسئله را بشناسید

  ب) طرح مسئله :مسئله رامطرح کنیدوببینید که دیگران بامسائلی ازاین قبیل چگونه برخوردمی کنند

  ج) کمک بگیرید :از گروه خود بخواهیدکه همه زوایای مسئله را بررسی نمایند.

  د) خلاقیت : چندین راه حل پیدا کنید

  ه) اقدام : بهترین راه حل را اجرا کنید

·        خود را در حلقه مشکل گشایان قرار دهید.

"هیچ وقت نگذارید که دیگران راه رویاهایتان را سد کنند"

 

فصل پانزدهم : روابط

     مهمترین عنصرکامیابی داشتن رسم همدلی و همراهی با مردم است (روزولت – رئیس جمهور آمریکا)

بشکافیم :

  توانائی کار کردن با مردم و برقراری ارتباط پایه اساسی رهبری موفق است . چه می توان کرد که حسن ارتباط برقرارشود؟ سه راه وجود دارد:

  1. مغز رهبری داشته باشید – مردم را درک کنید :

-         می خواهند کسی باشند , بنابراین صادقانه تحسین شان کنید

-         آینده ای بهتر می خواهند , بنابراین درهای امید را برویشان بگشایید

-         می خواهند هدایت شوند , بنابراین هدایتشان کنید

-         خودخواهند , بنابراین اول از نیازهای شان سخن بگویید

-         احساس شان فروکش می کند , بنابراین تشوق شان کنید

-         توفیق و کامیابی می خواهند , بنابراین کمک کنید تا به کام شان برسند

  1. قلب رهبری داشته باشید – مردم را دوست بدارید
  2. دست رهبری داشته باشید- به مردم کمک کنید

تامل کنیم :

     آیا می توانید علایق مشترکی پیدا کنید؟ آیا با هرنوع آدمی ارتباط برقرار می کنید؟ چقدر مردم دار هستید؟

راه دست یابی :

برای بهبئد برقراری ارتباط :

-         فکر خود را بهبود بخشید

-         قلب خود را تقویت کنید

-         رشته ارتباط گسسته را گره بزنید

 

فصل شانزدهم : مسئولیت

بشکافیم :

    نگاهی می اندازیم به آدم هایی که مسئولیت پذیرند:

  1. کار را انجام می دهند
  2. از هیچ کاری روی نمی گردانند

آدمهای مسئول لب به اعتراض نمی گشایند , نمی گویند که "این کار کار من نیست".

  1. تعالی خواه هستند

جیم ران کارشناس کامیابی می گوید: "اگر کمتر از توان خود کار کنید دچار فشار روحی می شوید". هدف خود را متعالی بگیرید , احساس مسئولیت خود به خود ایجاد می گردد.

  1. در هر شرایطی کار خود را به نتیجه می رسانند

ریچارد اوانس در کتاب راه باز است کی نویسد :" بسیار ارزشمند است که کسی را بیابید که مسئولیت قبول کند , آخرین خشت را بگذاردوکار ار تمام کند- و بدانیم که وقتی کاری را قبول کرده , به بهترین وجه انجام می دهد".

تامل کنیم :

     آیا دیگران شما را کسی می دانند که کار را تمام می کنید؟ آیا در شرایط بحرانی چشم امید دیگران به شماست؟ آیا شما را کسی میدانند که کارتان عالی و ممتاز است؟

راه دست یابی :

    برای افزایش احساس مسئولی خود چنین کنید:

-          پایداری کنید : گاهی ناتوانی انجام کار در شرایط دشوار ناشی از عدم توانایی است.بار دیگر که دیدی کاربه موقع انجام نمی شود , مکث کنید و راه خروج از بن بست را بیابید , از زاویه دیگر به مسئله نگاه کنید.

-         به اندک نسازید : اگر صعود به قله تعالی را دشوار می یابید , شاید برای این است که معیارهای خود را پایین انتخاب کرده اید.

-          ابزارهای بهتری انتخاب کنید : اگر دیدید سطح معیارهای شما بالاست اما باز هم دستاوردها در حد انتظار شما نیست , خود را مجهزتر کنید. در دوره های آموزشی شرکت کنید , کتاب بخوانید و مربی . مرشدی برای خود برگزینید.

+ نوشته شده در  84/11/15ساعت 13:58  توسط zartosht | 

 فصل یازدهم :  گوش دادن

رهبرخوب پیروان خود را تشویق می کند تا چیزی را به اوبگویند که نیاز به داشتن آن دارد , نه چیزی را که خوشایند اوست ( جان ماکسول)

بشکافیم :

      بیاد داشته باشید که در گوش دادن دو منظور دارید : ارتباط با مردم و خبر شدن از چیزی که از آن خبر ندارید. بهمین دلیل باید گوش خود را در مقابل افراد زیر باز کنید:

  • پیروان
  • مشتریان
  • رقیبان
  • مرشدان

تامل کنیم :

       آخرین بار کی بود که به مردم و به آنچه می گویند توجهی دقیق مبذول کردید؟ فقط به حقایق نپردازید. از حالا تصمیم بگیرید که نه فقط به حرف ها, بلکه به احساسات,معناها وبه آنچه دردلها می گذرد گوش فرا دهید.

راه دست یابی :

      برای اینکه بهتر گوش دهید مراحل زیررا بکنید:

·        برنامه خود را عوض کنید

·        با هر کس از دنیای خود او حرف بزنید

·        درون را بنگرید و حال را

 

فصل دوازدهم : شور و شوق

   رهبری که با شوروشوق به میدان می آید , معمولا با شوروشوق روبرو می شود (جان ماکسول) 

بشکافیم :

       دیوید سارنوف می گوید :" هیچ کس موفق نمی شود مگر اینکه کار خود را دوست داشته باشد ". چهار حقیقت را درباره شوروشوق و عشق و آثار آن بر زندگی خود بررسی نمایید:

  1. عشق و شوق نخستین گام کامیابی.
  2. شوروشوق نیروی اراده را بیشتر می کند.
  3. شوروشوق یا عشق وعلاقه شما را از این رو به آن رو میکند : اگر به جای حرف دیگران , عشق و علاقه خود را دنبال کنید یقین داشته باشید که آدمی فداکاروثمربخش خواهید شد و از اینجا توانایی آنرا پیدا خوهید کرد که بردیگران اثر نمایید.
  4. عشق و علاقه ناممکن را ممکن می سازد.

تامل کنیم :

      آیا صبح که از خواب برمی خیزید نسبت به روزی که در پیش دارید اشتیاقی در خود حس می کنید؟

     کی بوده که بر اثر فکری نو از اشتیاق نخوابیدید؟ اگر آتش عشق درون نداشته باشید نمی توانید آتش

     عشقی در سازمان خود بیافرینید.

راه دست یابی :

    برای تقویت عشق و علاقه خود چنین کنید:

·        نبض خود را بگیرید.

·        به عشق و علاقه اول بر گردید.

·        با آدم های پرشور حشر و نشر کنید.

 

فصل سیزدهم : نگرش مثبت

    انسان موفق کسی است که باآجرهایی که به سویش پرتاب کرده اند بنای محکمی بسازد (دیوید برینکلی)

بشکافیم :

    نگرش مثبت نه تنها میزان خرسندی تان را تعیین میکند بلکه در کنش و واکنش دیگران نسبت به شما اثر میگذارد. به منظور درک بیشتر نگرش مثبت به موارد زیر بیندیشید:

  • نگرش شما دست خود شماست : آدم معمولی منتظر می ماند تا کسی دیگردراوانگیزه ایجاد کند.
  • نگرش تان حاکم بر اعمال شماست.
  • آدم های شما آینه نگرش شما هستند : قانون آهن ربا در اینجا صادق است
  • حفظ نگرش خوب از بازیابی آن آسان تر است.

تامل کنیم :

·        بهترین راه حفظ روحیه ونگرش مثبت این است که نگذارید ذهن تان به افکار منفی آلوده شود.

راه دست یابی :

     برای تقویت نگرش مثبت چنین کنید:

1.      غذای روحی مناسب بخورید.

2.      هر روز هدفی را تحقق بخشید.

3.      بر دیوار بنویسید :  همه ما احتیاج داریم که درست اندیشیدن را به ما گوشزد کنند . چیزی بیابید که اثر مثبت بر شما دارد و آنرا بر دیوار نصب کنید.

+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 16:7  توسط zartosht | 

فصل هشتم : تمرکز

  اگر دو خرگوش را دنبال کنید هیچ کدام را نخواهید گرفت.

بشکافیم :

چگونه می توان هوش و حواس خود را به یک نقطه متمرکز کرد و رهبری کارآمد و موثر داشت؟ این دری است که با دو کلید باز می شود : تعیین اولویت ها و تمرکز. برای پیشرفت دراین امر این موارد را به کار ببندید:

·        70 درصد بر نقاط قدرت خود تکیه کنید

·        25 درصد دنبال چیزهای جدید باشید

·        5 درصد مراقب ضعف های خود باشید

تامل کنیم :

    برای بازیابی تمرکز موارد زیر را اجرا نمایید:

·        روی خودتان کار کنید

·        اولویت های خود را دنبال کنید

·        توانایی خود را دنبال کنید

·        با هم عصران خود کار کنید

راه دست یابی :

        برای افزایش تمرکز خود روش های زیر مفید است :

·        به توانایی خود آگاه شوید

·        ضعف های خود را پیدا کنید

·        گامی فراتر بگذارید

 

فصل نهم :  بزرگواری

 بشکافیم :

        هیچ چیز بهتر از گذشت و بزرگواری رهبر , دیگران را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

·        برای چیزهائی که دارید شاکر باشید : بزرگواری از خرسندی بوجود می آید نه از جاه و مال.

·        مردم را مقدم دارید : یزرگواری ایجاب می کند که اول به فکر دیگران باشیم.

·        نگذارید که حب مال بر شما چیره شود : مردم را میتوان به سه گروه تقسیم کرد: داراها – ندارها و کسانی که به اندک خود قانع هستند.

·        پول را وسیله بدانید : اگر همه اش دنبال پول در آوردن باشید , پول پرستید. اگر دنبال آن بروید اما به دست نیاورید , بازنده هستید. اگر پول فراوانی بدست بیاورید و نگه دارید , بیچاره هستید. اگر در بیاورید و خرج کنید , ولخرجید. اگر اصلا به پول فکر نکنید , بی فکرید. اگر پول هنگفتی در بیاوریدوبعد از مرگ بجابگذارید , احمق هستید. تنها راه برنده شدن با پول این است که با بزرگواری و گشاده دستی با پول خود کارهای با ارزش انجام دهید.

·        به بذل و بخشش عادت کنید

راه دست یابی :

        برای رشد نهال بزرگواری خود این کارها را بکنید:

1.      از چیزی دل بشوئید : چیزی از چیزهای با ارزش خود را به کسی که مورد توجه شماست و به آن نیاز دارد هدیه کنید.

2.      پول خود را به کار اندازید : اگر کسی را می شناسید که ایده ای دارد که برزندگی دیگران اثر مثبت می گذارد , منابع خود را دراختیار او بگذارید تا ایده اش را اجرا نماید.

3.      کسی را بیابید که مرشد و راهنمای او باشید

 

فصل دهم : ابتکار

اشخاص موفق ازعمل بازنمی ایستند.اشتباه می کنند,امادست نمی کشند.(کنرادهیلتون– موسس هتلهای هیلتون)

بشکافیم :

       رهبران باید چهار صفت زیر را داشته باشند تا بتوانند کارها را به جریان اندازند:

1.      می دانند که چه می خواهند

2.      خودشان را وادار به عمل می نمایند

3.      دل به دریا می زنند و خطر می کنند

4.      اشتباه می کنند

تامل کنیم :

         آیا اهل ابتکار و مرد عمل هستید؟ آیا پیوسته در جست و جوی فرصت هستید , یا اینکه منتظر فرصت هستید؟ لی یاکوکا رئیس شرکت کرایسلرمی گوید:" حتی اگر تصمیم های درست دیر گرفته شوند خطا از آب در می آیند ".

راه دست یابی :

ابتکارعمل خود را از راه های زیر افزایش دهید :

·        چار چوب ذهنی خود را عوض کنید : منشاءتردید و دو دلی خود را بیابید و چاره اندیشی کنید. اگر در درون خود گامی پیش نگذارید , در برون هم کار از پیش نخواهید برد.

·        منتظر نمانید تا فرصت ها از در درآیند

+ نوشته شده در  84/11/01ساعت 17:30  توسط zartosht | 

فصل دوم

شهرسازان اونتاش – گال برای بنای شهر جدید تپه ای راانتخاب کردندکه درنزدیکی ساحل یک رود قرار داشت. شکل طبیعی این رود نیز در شکل کلی شهر جدید تأثیر می گذاشت.این مکان یابی به نحوی انتخاب شده بود که برتمام دشت مشرف بود تا جایی که وقتی هوا صاف بود می شد هم شوش پایتخت را از آن دید و هم شهر بزرگی را که قبل از شوشتر کنونی در این مکان بوده است.بخش عظیمی ازاین سلسله تپه ها هم به خط سیر دیوار بیرونی شهر تحمیل می شده است و هم به دیواری که تمنوس Temenos (شهرمقدس) را محدود می کرد.زیگورات که برای خود حصار جداگانه ای داشت در مرکز همین تمنوس قرارداشت.شهر نوبنیاد شاه ایلام درحدشرقی دوآب ودر مقابل کوهساری برپا شده بود که مانعی عظیم، خشن وتاحدی غیرقابل عبوررا تشکیل می داد.زیگورات دور – اونتاش نشانگر و تعیین کننده مرز شرقی مذاهبی بود که برج مقدس همین زیگورات برای آنها نمایشی از خط ارتباط بین زمین و آسمان را ارائه می داد.

درسواحل رودی که مقدار آب نامحدودی داشت، چوب برای سوزاندن و ایجاد حرارت لازم و همچنین خاک بسیار خوبی برای زدن خشت در اختیار داشت.این میلیونها خشت را هزارها رأس ازقویترین الاغها و قاطرها همراه با پای پیاده کارگران از ساحل رود به فاصله 2کیلومتری به محل شهر حمل کرده اند. چغازنبیل عملاً با سه نوع خشت ساخته شده است: خشت خام، خشت پخته (آجر) و نوع سوم خشت خامی که با خشت پخته کوبیده و یا شکسته مخلوط شده است و در هیچ جای دنیا دیده نمی شود. زیگورات که زوایای آن به سوی جهات اربعه است، نقشه مربعی شکل را نمایان می سازد که طول هر ضلع آن 20/102متر است. برای ارتفاع آن نسبت به کف صحن ها 100متر را برای مرتفع ترین نقطه آن در نظر داشته باشید.این زیگورات تماماً با خشت خام ساخته شده است و با روکار آجری به ضخامت 2متر پوشیده شده است. این آجرها به لایه رویی خشتهای زیگورات دوخته شده اند. ضخامت نمای آجری زیگورات در طبقه اول 5/2متر و در طبقه دوم 5/1متر می باشد. به فاصله هر ده ردیف آجر، یک ردیف آخر کتیبه دار بوده است. نوشته های روی این آجرها نشان می دهد که این زیگورات را اونتاش – گال به رب النوع اینشوشیناک وقف کرده است. تعداد این آجرها که هنوز هم در نمای آجری در محل اصلی خود پیدا شده اند 659عدد می باشد.

به منظور حمایت از این نمای آجری، در پایه هر پنج طبقه زیگورات و دقیقاً در نقطه اتصال به همدیگر

صفحه ای به ارتفاع 05/1متر و عرض 90/2متر روی طبقه قبلی ساخته شده است و به نمای آجری طبقه بعدی تکیه کرده و از آن حمایت می کند. هریک از این صفه از 10ردیف آجر تشکیل شده که یکی از ردیف های آن دارای کتیبه است. تمام صفه طبقه اول در چهار وجه زیگورات و بخش اعظمی از صفه طبقه دوم محفوظ مانده اند.تمام این ساختمان عظیم دارای پی نبوده است بجز در زیر سه حجم طبقاتی درونی که عمق آن 2متر پایین تر از سطح صحن هاست، هدف از این گودبرداری بیشتر تسطیح خاک و لایه های شنی بوده است تا بتوان اولین بسترهای خشت چینی را شروع کرد.

هیچ مدرکی دال براستفاده ازقیر یاحصیر درآن پیدا نشد، خشتها روی همان خاک قرار داده شده اند و حتی در ردیف های زیرین از ملات هم استفاده نشده است و این عمل برای جلوگیری از نشست احتمالی انجام شده است که باید از این فشار عظیم طبقاتی ناشی می شده است.در ضخامت هریک از چهار طرف طبقه اول زیگورات اتاقهایی وجود داشت که تعداد آنها در هرطرف با طرف دیگر متفاوت بوده است. این اتاقها با لایه نازک سفید رنگی اندود شده بودند که ضخامت این لایه اندکی بیشتر از ضخامت کاغذ بود. در طرف شمال غربی هفت اتاق و در وسط جنوب غربی فقط پنج اتاق و در طرف جنوب شرقی ده اتاق و در طرف شمال شرقی شش اتاق وجود داشته است. ولی غیر از طرف جنوب شرقی که توضیح و توصیف  آن آورده می شود اتاقهای سه طرف دیگر هم مشابه یکدیگر و فقط ابعادشان متفاوت بوده است.

کف آنها از سطح صحن ها پایین تر بوده است. سقف همه این اتاقها به شکل طاق آهنگ است و از خشت خام زده شده اند ولی در هیچ جا سالم نمانده اند. ارتفاع این اتاقها در طرف شمال شرقی 60/5متر و در طرف شمال غربی 50/6متر است، ضخامت دیوارهای خارجی آنها ظاهراً از آجر بوده و وجوه طبقه اول زیگورات را تشکیل می دهند و میانگین عرض آنها 10/2متر بوده است. کوچکترین اتاق 6متر طول داشت و طویلترین اتاق حدوداً 14متر می شده است. به هریک از این اتاقها با پلکانی فرود می آمدند که از سطح طبقه اول شروع می شده، ولی امروزه این پلکانها از بین رفته اند. ارتفاع این پلکان نسبت به سطح

صحن ها 8متر بوده است. ارتباط بعضی از اتاقها توسط پلکان ویژه ای برقرار می شده و برای دسترسی به اتاقهای همجوار، پلکان در نیمه راه، با چرخش دوگانه ای از هم جدا شده و دواتاق همجوار و متصل به هم را با هم مربوط می کرده است. (شکل 6).

عرض پله ها 85سانتی متر و ارتفاع آنها 40سانتی متر است، در بعضی جاها برای تأمین مقاومت بیشتر پله ها ستونهایی به ضخامت یک خشت برپا کرده اند و آن را مثل شمع به دیواره پلکان تکیه داده اند. احتمالاً از این اتاقها به عنوان انبار استفاده می شده است. برای برپا کردن برجی چند طبقه با ده ها متر ارتفاع، اتاقهای پلکان در طبقه اول فضایی خالی را بوجود می آورد که اگر برج به آن تکیه می کرد، بدیهی است که باید خطر رانش و نشست تمام بنا را در پی داشته باشد. این موضوع حتی برای معماران و مهندسان ایلامی قابل درک بوده است و آنها این موضوع را کاملاً مد نظر داشته و برای خنثی کردن آن دیواری قوی به شکل مورب و به حالت شمع، بین طبقه اول و حجمهای خشتی طبقات میانی برپا کرده اند، این دیوار به صورت شمع به قسمت تحتانی طبقه دوم تکیه داده و از آن حفاظت می کرده است.

 

معبد اینشوشیناک، معبدA :

پس از دور زدن زاویه جنوبی زیگورات در طرف جنوب شرقی سه اتاق وجود دارد که پلکانی برای دسترسی نداشته ولی توسط درهای ورودی به هم مربوط می شدند، کف آنها بیشتر از یک متر بلندتر از کف اتاقهای پلکاندار سایر طرف ها بود.

بالای آنها کف سازی شده بود و سطح آن به خشتهای حجمی که طبقه دوم برج را تشکیل می داد چسبیده شده بود. فضایی که به عرض یک متر بین آجرها و خشتها قرارداشت امکان کشف دروازه طاقدار با شکوهی به ارتفاع 8متر را فراهم کرد. نمای آجری این دروازه با سه لایه دوغاب آهک روی هم پوشیده شده بود. (شکل 8و9)

دراینجا نیز مثل همه جای دیگر برج بعد از هر ده ردیف آجر چینی، ردیف های یازدهم را آجرهای کتبه داری تشکیل داده است که متن همه آنها یکی است و بیانگر وقف این بنا از سوی شاه سازنده به الهه اینشوشیناک است تنها با یک اختلاف که کلمات کوکونوم- Kukunum و زیگورات در اینجا ذکر نشده اند. از این رواق به اتاقی وارد می شده اند که طول آن بیش از 13متر بوده و کف آن به دقت کف سازی شده و از وسط آن آبراه کوچکی گذاشته بود. این اتاق در طرف راست ورودی خود، محراب یا مذبحی از خشت پخته داشته که سنگفرش آن را حرارت و دود آتش سیاه کرده بود. شاید فقط برخی مراسم مربوط به نذر و نیاز و وقف در اینجا انجام می گرفته است و پس از اتمام این مراسم که در آن را دیوار چینی و مسدود می نمایند و نمای آن را دوغاب می دهند و سپس عملیات ساختمانی طبقه دوم، سوم و چهارم شروع می شوند.

 

گیگونو – Gigunu:

از آنجایی که عملیات ساختمان سازی و بنای زیگورات در یک مرحله انجام نشده است می توان این فرضیه را در نظر گرفت که این حالت در موردتمام زیگورات های بین النهرین صادق باشد. واقعیت این است که برای عملیات ساختمانی و برپایی این زیگورات حداقل دو مرحله متوالی شناسایی شده است. در زیگورات چغازنبیل، معبدی کشف شد (معبد انیشوشیناکA) که ضخامت طبقه اول ساخته شده بود. شواهد و قرائن نشان می دهد که این معبد برای مدت کوتاهی فعال بوده است؛ سپس تمام فضای آن مملو و مسدود شده و در زیر این کوه مصنوعی برپا شده از خشت خام قرار گرفته است. لذا همین مسئله موجب طرح مجدد مسئله قابل بحثی می شود که از دهها سال قبل تحت عنوان گیگونو بین آشورشناسان مطرح بوده و هنوز هم حل شده است. نوعی گیگونوی فوقانی و نوعی گیگونوی تحتانی وجود داشته که آن یکی تابان و واضح و این یکی برعکس در ظلمات و ابهام غرق بوده و در بعضی متون با اسپو aspu -  اقیانوس یا جهان زیر زمینی مقایسه شده است.

این نوع استقرار و این نوع مقایسه با نواحی تابان و ظلمات موجب شده که بعضی از دانشمندان گیگونوی تحتانی را به مثابه یک گور یا مقبره تفسیر کنند، اما در اصل گیگونو باید بیانگر محراب یا مکانی برای نیایش و گریز از امور دنیوی باشد.

 

معبد B:

قسمت شرقی طبقه اول از طرف جنوب شرقی زیگورات، در برگیرنده معبد دیگری است و آن هم به انیشوشیناک هدیه شده است و ورودی آن برخلاف معبدA، به صحن بیرونی باز می شده است. لذا این معبد درتمام دوره برج در فعالیت بوده است. در روبروی پلکان کوچکی مرکب از پنج پله، که به طرف در ورودی این معبد راه می برده، سکویی از آجرهای لعاب دار برای هدایا برپا بوده است. این سکو از هرچهار طرف باز بوده. سردر هلالی این ورودی که مصالح آن خشت و ملات گچ است، تا حدی دست نخورده باقی مانده است. بعضی از خشتها به طور خاصی قالب گیری شده بود تا با زدن قوس متناسب باشند. شعاع این هلال 5/72سانتی متر است. (شکل 17)

این معبد دارای 5 اتاق بود که همه آنها در یک ردیف قرار داشته اند. در رواق آن و در مقابل در ورودی، سکویی به ارتفاع 50/1متر مرکب از ده ردیف آجر یا سطح سفید کرده وجود داشته که احتمالاً مجسمه خدایی در روی آن برپا بوده که معبد وقف کرده او بوده است. قسمت پایین، در یک لنگه ای که مزین به چندین ردیف میله شیشه ای سفید و سیاه بودکه هنوز هم سرپا بوده ولی مقاومت چوب آن از بین رفته و نزدیک به پودر شدن بود. این در هم اکنون در موزه تهران قرار دارد. معبد اینشوشیناک B محراب تحتانی است، معبد محلی و ظهور رب النوع بزرگ شهر است. برای اولین بار می بینیم که این معبد در دامنه و جناح یک زیگورات ساخته می شود. در بین النهرین این عبادتگاه همیشه با برج فاصله دارد.

 

حجمهای طبقات:

یکی از اولین نتایج خاکبرداری طولانی از روی خشتهای خام، شناسایی حجمهایی بود که شکل کلی طبقات را بوجود می آوردند.

 

طبقه

ارتفاع

عرض

طول

عرض پیش آمد گیری

عرض پس رفتگیها

اول – سکو

05/1

90/2

20/105

98/2متر

40/4متر

اول

8

10/16

40/99

دوم – سکو

50/1

10/2

20/71

20/3متر

65/3متر

دوم – حجم

------

20/8

67

سوم – حجم

------

8

51

25/3متر

25/3متر

چهارم- حجم

طول هر ضلع 20/35متر

20/3متر

20/3متر

+ نوشته شده در  84/11/01ساعت 17:28  توسط zartosht |