![]() |
![]() |
|
| ماییم و نوای بی نوایی.........بسم الله اگر حریف مایی |
|
فصل ششم : شجاعت شجاعت رابه حق درصدرصفات برجسته انسان دانسته اند.زیرااین صفت تکیه گاه صفات دیگراست (چرچیل) بشکافیم : هر جا که پیشرفت چشمگیری را در سازمانی می بینیم , می دانیم که رهبر آن سازمان تصمیم های شجاعانه گرفته است. مقام رهبری هیچکس به او شجاعت نمی دهد , اما شجاعت شخص او را در مقام رهبری قرار می دهد. 1- شجاعت از نبردی درونی شروع می شود شلدون کپ از کارشناسان روان درمانی می نویسد: "نبردها در درون ما جریان دارد". شجاعت به معنای نترسیدن نیست . شجاعت یعنی انجام کاری که از آن می ترسیم. 2- شجاعت بهتر کردن کارهاست , نه صاف و صوف کردن آنها 3- شجاعت رهبران احساس تعهد پیروان را برمی انگیزد به عقیده بیلی گراهام :" نمایش شجاعت هر فرد مشوق دیگران می گردد. اما نمایش شجاعت رهبران الهام می بخشد و مردم را پشت سر او قرار می دهد. 4- توفیق زندگی هر کس , تابع میزان شجاعت اوست جان هنری نیومن عالم الهیات انگلیسی می گوید:" از اینکه زندگی تان به پایان برسد نترسید از آن بترسید که هیچ گاه آنرا آغاز نکنید تامل کنیم : النور روزولت می گفت:" هر بار که در برابر ترس می ایستید قدرت , شهامت و اعتماد به نفس پیدا می کنید. به خود خواهید گفت که در این دوران وحشت زندگی کرده ام , اگر باز چنین اوضاعی پیش آید تاب تحمل آنرا خواهم داشت. راه دست یابی : شجاعت خود را از این راهها تقویت منید: · به کارها سخت بپردازید بیرون بروید و به خاطر افزایش شجاعت خویش به کارهای دشوار و خطرناک دست بزنید. از ارتفاع زیاد شیرجه بزنید. در برابر جمعی سخن بگویید. از صخره بالا بروید. غرض این است که با ترس واقعی روبرو شوید. · با همان کس صحبت کنید بسیاری از مردم از روبرو شدن با فردی ابا دارند , آن کس ممکن است کارمند ویا خویشاوند باشد. اگر شما هم چنین کسی را دارید همین هفته با او صحبت کنید. · گامی بزرگ بردارید ممکن است در زندگی شغلی خود گام بزرگی بر نداشته اید. با همسر , مشاور و یکی دو نفر از دوستان خود صحبت کنید . اگر کاری درست است , قدم بردارید و انجامش دهید. فصل هقتم : قدرت تشخیص وقتی در چاله ای افتادید از کندن آن دست بردارید ( مالی آیونیز ) زندگی برای هیچ کس آسان نیست. اما که چه؟ باید پشت کار و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته باشیم. باید باور کنیم که هر کدام برای کاری استعداد داریم و آن کار را باید انجام دهیم. بشکافیم : بینش و بصیرت , که به تفکر عقلانی متکی است , توانایی یافتن ریشه امور است. 1- مسائل ریشه ای را بیابید بصیرت هر رهبر باعث می شود که تصویر را ولو ناتمام ببیند , اجزای ناپیدای تصویر را بیابید و بر آن بیفزایید و از درون و باطن هر کاری سر در بیاورید. 2- گره گشا باشید 3- گزینه های خود را از نظر میزان تاثیر ارزیابی نمایید 4- رابرت هلر توصیه می کند :" هیچ گاه احساس درونی خود را ندیده نگیرید , اما هیچ وقت آنرا کافی تامل کنیم : اندیشه نووغیرسنتی راارج بگذارید.از تغییر, ابهام وشرایط نامطمئن نهراسید.افقهای دید خود را گسترش دهید. راه دست یابی: راههای افزایش بصیرت عبارتند از: · توفیق های گذشته را تجزیه و تحلیل کنید · از دیگران سرمشق بگیرید
- به ندای درونی خویش گوش دهید |
|
+ نوشته شده در
84/10/30ساعت 15:58 توسط zartosht |
|
|
پیشگفتار "برای دستیابی به قدرت ملکوتی والاری , راه دیگری هم وجود دارد وآن اوج گرفتن است وبرافراشتن راهی برای خدائی که بتواند از این راه به زمین فرود آید. این همان معبد اعلی است ؛ همانند کوهی است که از زمین به سوی آسمان سر می کشد ؛ پلکانی از کف آن آغاز ودرقله آن پایان می یابد این پلکان هم برای خداست و هم برای انسانها . دربابل به این معبد زیگورات Zikkurat می گفتند."(والتر اندری) چغازنبیل(دور-اونتاش) زیگورات حضور هیئت حفاری های باستان شناسی فرانسوی در دشت خوزستان عملا از سال 1895 میلادی رسمیت یافت و تا سال 1979(1357) میلادی ادامه یافت. امروز اگر محققین و پژوهشگران توان سخن گوئی از هنر ایلامی را دارند همه اینها درپرتو تفحصاتی است که درشوش انجام شدوهمه متون یافت شده ازدل ویرانه های شوش بیرون آمده است. رومان گیرشمن بعد از دمورگان و دمنکم سرپرست هیئت حفاری شوش شد. او بیش از نیم قرن به باستان شناسی درایران مشغول بوده است. کشف چغازنبیل , شهر کهن دور-اونتاش Dur-Untash نوعی ادای دین از طرف دست اندرکاران نفتی به باستان شناسی بود. درسال 1890 میلادی (1269شمسی) ژاک دومورگان که تحصیلات زمین شناسی داشت در یک ماموریت علمی در ایران موفق به کشف نفت گردیدونتیجه آن تشکیل شرکت قدرتمند نفت گردید. تقریبا نیم قرن بعد یکی از زمین شناسان این شرکت آجر کتیبه داری را در چغازنبیل یافته و آن را در اختیار هیئت باستان شناسی مستقر در شوش قرار دادوبدین ترتیب این دین ادا شد. خواندن این کتیبه امکان شناخت شهری را فراهم کرد که توسط اونتاش- گال Untash – Gal پادشاه ایلام ساخته شده بود. او در اواسط قرن سیزدهم قبل از میلاد پادشاهی می کرد و پایتخت او شهر شوش بود. می دانیم که شوش پس از نقش پایتختی ایلام به پایتختی امپراطوری هخامنشی تبدیل می شود و همین شهر در زمان استیلای سلوکی ها، بصورت یک منطقه آزاد در می آید و برتری خود را به پارتی ها حفظ می کند، و اگر در زمان ساسانیان زوالی گذرا پیدا می کند. در زمان فتح اعراب، به شاهراه، بزرگ تجاری شرق دور گره خورده و بدین ترتیب نیرو و اعتباری نوین در آن دمیده می شود، اما بعد از چندی در قرن یازدهم میلادی به بعد؛ زوال تدریجی شوش رخ می دهد و در قرن سیزدهم میلادی آخرین ساکنان شوش با ترک این محل آنرا به حال خود رها می کنند. این موجودیت طولانی وتقریباً 5000ساله شوش برای توجیه انباشت عظیم تپه های مصنوعی در این محوطه است و برای کاوش و رسیدن به لایه های ایلامی باید از ارتفاع تقریباً 10متری رویی این تپه ها گذشت. بدیهی است که حاصل کاوش ها و بررسی های بلند مدت در شوش مجموعه مهمی از اشیاء هنری و کتیبه های ایلامی است که در اختیار علم قرار می گیرد. معذالک با کشف بناهای با شکوه و عظیم در این ناحیه به نظر می رسد که نظریه مربوط به این که بسیاری از اشیاء کشف شده در این ناحیه مثل قانون حمورابی و لوح سنگی و کتیبه دار نارام – سین Naram – sin متعلق به تمدن بین النهرین بوده است و شاهان فاتح ایلامی آنها را به عنوان غنائم به منطقه آورده اند، کم و بیش تضعیف شده و رنگ می بازد. فصل اول حدود اواسط قرن سیزدهم قبل از میلاد، پشته وسیعی که بیش از 30متر از رودخانه آب دز راکه از مسیر مستقیم خارج و به آن قوس می دهد، توسط شاه ایلام اونتاش – گال انتخاب شد تا در آن شهرکی مذهبی بنیان گذاشته شود و تبدیل به مرکزی زیارتی برای مردم ایلام گردد. این شهر دور – اونتاش نامیده شد. بین شوش، که در آن زمان پایتخت ایلام بود، و این پدیده نوین که در جنوب شرقی و با فاصله 30کیلومتری یعنی یک روز کاروان رو، فاصله داشت. مسیر مشابهی نیز دور – اونتاش را به شهر هیدالوHidalu اکه در نزدیکی شهر شوشتر امروز قرار داشت، متصل می کرد. این شهر در کنار رود کارون، اندکی پس از خروج آن از کوهساران، به طرف دشت سوزیانای قدیم بنا شده بود. اگر فرضیه سلطنت بیست ساله( 1265- 1245) که به اونتاش – گال نسبت داده می شود درست باشد، بدون اینکه چندین ره به خطاببریم می توانیم بپذیریم که شروع عملیات ساختمانی دور – اونتاش دقیقاً بلافاصله پس از به قدرت رسیدن این شاهزاده بوده است. قطعاً در طول این مدت بیست سال روی این شهر کار شده است، اما قطعاً عملیات ساختمانی آن به پایان نرسیده است. در چندین جای این معبد شاهد قطع ناگهانی کار هستیم. قطعه زمین کفسازی (آجر فروش) شده، نقشه معبدی را در روی زمین ترسیم و مشخص کرده ولی خود معبد هرگز ساخته نشده است. با این همه اکثر کارهای ساختمانی آن به پایان رسیده و شواهد نشان می دهد که فقط در زمان سلطنت اونتاش – گال کارها پیگیری می شده است. پاره ای از این شواهد عبارتند از : هیچ یک از 6500 آجرکتیبه داری که از آنجا استخراج شده و حاوی نام شاهی دیگر نبود , البته به جز سر یک گرز که نام اتر – کیتاه Attar - Kittah نوشته شده بود که پدربزرگ اونتاش – گال می باشد. پس از مرگ اونتاش – گال شدت و حدت زندگی در دور – اونتاش کاهش می یابد و جانشین او بعنی کیدین – خوتران Kidin-Khutran برادر وی جز در معبد ایشنی کاراب Ishnikarab یادگاری دیگر برجا نگذاشته است وظاهرا فایده ای در ادامه کار برادر نمی دیده است. به علاوه همه شواهد این باور را تقویت می کند که همین پادشاه کتیبه ها و یا ستون های زینتی را که در روی صحن دور – اونتاش برپا بوده، از جای خود خارج کرده و آنها را به شوش حمل نموده است. این شهر مقدس که بدین ترتیب غرق در نکبت و نگون بختی شده بود، قرنها به موجودیت خود ادامه داد، تا اینکه با حمله و تهاجم آشوریها به این شهر و فتح آن، لطف و مرحمت برای همیشه از آن روی برگرداند و این همان متروکه شدن آن در 640قبل از میلاد اتفاق افتاده است. اومانالداش Ummanaldash پادشاه ایلامی که تحت تعقیب مهاجمین آشوری بوده، به دور – اونتاش پناه می برد، این شهر عظیم علیرغم داشتن سه حصار پشت سر هم هرگز یک شهر دفاعی و قلعه ای نبوده است. در طول قرنهای اولیه بعد از میلاد یعنی درعصر سلسله خاندان پارت، وضعیت دیگری پیش می آید. دراین موقع، شهرمتروکه و با نوعی اشغال فصلی روبرو می شود که احتمالاً توسط کوچ نشینان و شبان بوده است . صحنه های اطراف زیگورات تبدیل به محوطه های محصوری می گردد که آجرهای آن از اطراف گردآوری شده است. این شبانان هرساله برای مبارزه با حشراتی که در بین پشم دام ها لانه می کنند پهن حیوانات را می سوزاندند، که این عمل امروزه هم در این سرزمین متداول می باشد و استخراج لایه خاکستری به ارتفاع چند سانتی متر اثر همین عمل است. خرابیها و ضایعاتی که در این عصر براثر باران و رگبارها به برج و دیوارها وارد شده کاملاً مشهود است، بخصوص در جبهه جنوب شرق بدلیل قرار گرفتن بیشتر درمعرض بارندگی خرابیها و صدمات بیشتری را تحمل کرده است. مشاهده می شود که چوپانان آن دوره، در زیر ورودی های چهار دروازه زیگورات، که باید در آن دوره هنوز هم به همان صورت آزاد باقی مانده باشند، باگذاشتن آجرهایی برروی لایه ای عظیم و غیرقابل نفوذ برای خودبستری چون سکو ساخته و روی آن سکونت کرده اند. درمورد نوع زندگی این شهر در زمان ساسانیان و یا بعد از اسلام هیچ شواهدی در دست نیست. فقط در قرن هفدهم میلادی یکی از حاکمان محلی روی دیوار بیرونی شمال شرقی و در بالای آبکنده های عمیق، اقامتگاه کوچکی برای خود ساخته به چشم انداز وسیع دره آب دز مسلط بوده است. سکوتی که شهر مغضوب و مخلوع را دربرگرفته بود یک بار دیگر قبل از رسیدن باستان شناسان شکسته شده و آن هنگامی است که یکی از سیاستمداران غربی که ظاهراً در دزفول هم مقامی داشته است. برای رسیدن به دزفول ازچغازنبیل می گذرد و احساس می کند که قریحه کاوشگری دارد. می گویند که کارگران او روزها و روزها برای حفر زاویه غربی برج سماجت به خرج داده اند واین زخم را هنوز هم زیگورات برتن خود دارد. |
|
+ نوشته شده در
84/10/28ساعت 17:37 توسط zartosht |
|
|
فصل چهارم : ارتباط توانایی ارتباط از پایه های ضروری رهبری کارآمد است. رهبر باید بتواند دیگران را از دانش و ایده های خود بهره مند سازد و قادر باشد که روح شور و شوق خود را در دیگران بدمد. گیلبرت آمیلیو بشکافیم : توفیق تان در ازدواج , در شغل و مناسبات شخصی به برقراری ارتباط بستگی دارد. اگر مردم ندانند که چه می خواهید و چه مقصدی در پیش دارید رهبری تان را نخواهند پذیرفت . با رعایت این چهار اصل بر توانایی خود در برقراری ارتباط بیفزایید: 1- پیام خود را ساده کنید: ارتباط فقط از راه آنچه می گویید برقرار نمی شود. چگونگی گفتن نیز اهمیت دارد . سعی نکنید مردم را با ادای واژگان پر طمطراق یا جمله های پیچیده تحت تاثیر قرار دهید. ناپلئون بناپارت همیشه به منشیان خود می گفت :"روشن بنویسید, روشن بنوسیسد, روشن بنویسید" 2- مخاطب خود را بشناسید: وقتی با مردم ارتباط برقرار می کنید از خود بپرسید که مخاطب من کیست؟ پرسش های او چیست؟ اگر می خواهید ارتباط قوی تری داشته باشید خود را به جای مخاطب بگذارید. 3- از راستان باشید: صداقت , نخستین گام در راه برقراری ارتباط است. برای نشان دادن صداقت به مخاطب خود دو راه وجود دارد : نخست به آنچه می گویید اعتماد داشته باشید , دوم اینکه در زندگی به آنچه می گویید عمل کنید . به عبارت دیگر , "گفتار و کردارتان یکی باشد". 4- در جستجوی پاسخ باشید: در برقراری ارتباط فراموش نکنید که هدف اقدام و عمل است . هر بار که بامردم صحبت می کنید,سعی کنید که حرف شما را احساس کنند, به خاطر بسپارند و به آن عمل کنند. تامل کنیم : دانتو مانکز گفته است : " رهبران باید کارها را به دست دیگران انجام دهند , بنابراین باید بتوانند الهام بخشند , برانگیزند , هدایت کنند و گوش فرا دهند. راه دست یابی : 1- زلال باشید. 2- توجه خود را به جایی که باید معطوف سازید. 3- در چارچوب پیام خود زندگی کنید. فصل پنجم : لیاقت بشکافیم : 1- هر روز حضور داشته باشید: آدم های مسئول در هر جا که لازم باشد حضور دارند. اما حضور آدم های با کفایت از این هم فراتر است نه تنها حضور جسمانی دارند بلکه آماده اند که در میدان عمل گوی بزنند , فرقی هم نمی کند که درچه حال و هوایی هستند و با چه شرایطی روبرو هستند. 2- هر روز بهتر از دیروز باشید: آدم های با کفایت پیوسته در جستجوی راه هایی هستند که یاد بگیرند , رشد کنند و به پیشرفت خود ادامه دهند. کسی که چگونگی را بداند بیکار نمی ماند , اما کسی که چرایی را بداند رییس می شود. 3- پی گیر باشید: ویلا فوستر می گوید: "کار خوب و کیفیت اعلا تصادفی نیست , بلکه نتیجه ارده مصمم تلاش صادقانه و اجرای ماهرانه است". انیشتن می گوید : "استعداد فقط بیست درصد از رمز موفقیت است هشتاد درصد آن به پشتکاروتلاش بستگی دارد" . 4- بیش از حد انتظار بکوشید: انسان های بسیار با کفایت حد و مرزی نمی شناسند . هر قله ای را که فتح می کنند به قله های بالاتر می اندیشند. آنان همه روزه باید کار آن روز را به اتمام برسانند. 5- الهام ببخشید: رهبران بسیار با کفایت به همکاران خود نیز الهام می بخشند و انگیزه می دهند که به پای خودشان برسند . رهبران کارآمد مهارت و کفایت را در هم آمیخته تا سازمان های خود را به سطحی جدید از ترقی و تعالی برسانند. تامل کنیم : آدم های با کفایت بر سه نوعند: 1- کسانی که می دانند چه اتفاقی باید بیفتد 2- کسانی که می توانند اتفاق بیافرینند 3- کسانی که می توانند اتفاقی بیافرینند که کارساز باشد. هر چه بهتر باشید نفوذتان بر دیگران بیشتر است. راه دست یابی : راه های افزایش کفایت عبارتند از: 1- به کار خود دل بسپارید. نخست خود را وقف کار کنید . دوم دریابید که چرا دل به کار نداده اید. 2- معیارها را از نوتعریف کنید. اگر عملکرد خود را در سطخ عالی نمی بینید , معیارهای خود را بازنگری کنید و توقع خویش را از خود بالا ببرید. 3- سه راه برای پیشرفت خود بیابید. اندکی تحقیق کنید تا برای بهبود مهارت های خود سه راه پیدا کنید آنگاه در مسیر این راهها وقت و پول صرف کنید. |
|
+ نوشته شده در
84/10/19ساعت 13:21 توسط zartosht |
|
|
یاد و خاطره جهان پهلوان تختی گرامی باد:
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر بار مادر گیتی چو تو فرزند بزاد |
|
+ نوشته شده در
84/10/17ساعت 1:22 توسط zartosht |
|
|
فصل سوم : تعهد مردم از رهبران نامتعهد پیروی نمی کنند , تعهد در طیف وسیعی خود را نشان می دهد. در ساعت های کاری در کوششی که در راه افزایش توانائی های خود به کار می برید , یا در ایثاری که در راه همکاران خود انجام می دهید. بشکافیم : تعهد راستین الهام بخش است و مردم را جذب می کند. مردم اول خود رهبر را ارزیابی می کند و بعد به حرف های او گوش می دهند. در مورد تعهد سه مورد زیر را قابل ذکر است : 1- خواستگاه تعهد قلب انسان است برخی از مردم پیش از آنکه خود را به امری متعهد کنند می خواهند که همه ابزارها را بطور کامل در اختیار داشته باشند. اما تعهد , همیشه پیش از دستاورد است . مایکل جردن می گوید : " قلب همان چیزی است که خوب را از عالی جدا می کند" . اگر می خواهید از رهبرانی باشید که زندگی دیگران را تغییر می دهند به قلب خود نگاه کنید تا ببینید که به راستی متعهد و مسئولیت پذیر هستید یا نه. 2- تعهد با معیار عمل محک زده می شود حرف زدن درباره تعهد یک چیز است و عمل کردن به آن چیز دیگر. معیار واقعی تعهد , عمل است. 3- تعهد درهای کامیابی را می گشاید در موضع رهبری با موانع و مخالفت های بسیاری مواجه خواهید شد و روزهایی خواهید داشت که هیچ محرکی جز تعهد وجود نخواهد داشت. مک نالی می گوید : " تعهد عامل پایداری است و باعث می شود که اگر زمین خوردید برخیزید و ادامه دهید ". تامل کنیم : وقتی سخن از تعهد به میان می آید چهار نوع آدم داریم : 1- آنان که هدفی ندارند : بنابراین تعهدی ندارند. 2- آنان که اعتماد به نفس ندارند : چون نمی دانند که توان رسیدن به هدف خود را دارند , از قبول تعهد و مسئولیت بیم دارند. 3- آنان که راه را تا آخر نمی روند : این آدم ها هدفی را تعیین می کنند و به سوی آن گام برمی دارند , اما همین که به مشکلی برمی خورند جا می زنند. 4- آنان که مصمم و سرسخت هستند : اینها کسانی هستند که هدف ها را تعیین می کنند , نسبت به آن وفادار و متعهد هستند و هر بهائی که لازم است می پردازند . راه دست یابی : تعهد خود را بسنجید . چه چیز ارزش دارد که برای آن زندگی خود را به خطر بیندازد؟ همان کاری را کنید که ادیسون می کرد : نقشه های خود را اعلام کنید تا نسبت به اجرای آن متعهد گردید. "بدانید اگرهنگام بازی همه تلاش خود را به کار نگیرید , کسی دیگر پیدا خواهد شد که این کار را بکند و روزی شما در میدان با یکدیگر روبرو خواهید شد و او از شما خواهد برد" |
|
+ نوشته شده در
84/10/10ساعت 23:43 توسط zartosht |
|
|
فصل دوم : جاذبه " چگونه می توانید جاذبه پیدا کنید؟ بیشتر سعی کنید تا دیگران خودشان را باور کنند تا شما را " دان رینالد یک داستان : در نیمه دوم قرن نوزدهم ، دو مرد نیرومند برای احراز پست نخست وزیری انگلیس رقابت می کردند: ویلیام گلادستون و بنیامین دیزریلی. آن دو رقیب یکدیگر بودند بطوری که دیزریلی می گفت "فرق بدبیاری و مصیبت در چیست ؟ اگر گلادستون در رود تایمز بیوفتد، این یک بدبیاری است اما اگر کسی او را دربیاورد این این یک مصیبت است." گلادستون رهبر حزب آزادی خواه به مدت 30 سال، مظهر برجسته ترین صفات عصر ویکتوریا بود. او 4 بار نخست وزیر انگلیس شد که در آن کشور بی سابقه بود.بنیامین دیزریلی 2 بار نخست وزیر شد او بعد از 30 سالگی وارد سیاست گردید و به عنوان دیپلمات شهرتی به هم زد.اما بزرگترین دستاورد او خرید سهام کانال سوئز برای دولت انگلیس بود.هر دوی آنها خدمت های بزرگی به مردم کردند اما تمایز آنها در نگرش نسبت به مردم بود. این تفاوت را می توان در داستانی دید که خانمی جوان بعد از ملاقات باهردوی آنها نقل می کند. وقتی نظر او را نسبت به آنان پرسیدند گفت :وقتی بعد از صرف شام در کنار گلادستون میز شام را ترک کردم ، فکر کردم او باهوش ترین مرد انگلستان است اما بعد از جا گرفتن در کنار دیزریلی فکر کردم من باهوش ترین زن انگلستان هستم. دیزریلی خصوصیتی داشت که مردم را جذب می کرد و وادارشان می کرد که از او پیروی کنند. او جاذبه داشت. بشکافیم : بسیاری از مردم جاذبه را چیز مرموزی میدانند که تقریبا قابل تعریف نیست و فکر می کنند جاذبه مادر زادی است . اما این پندار غلط است ، جاذبه هم مانند بقیه ویژگی های شخصیتی پروردنی است. برای اینکه مردم به سوی شما جذب شوند باید خود را به صفات زیر بیارایید: 1- عشق به زندگی : مردم از کسی لذت می برند که از زندگی لذت ببرد. اگر می خواهید مردم را به خود جذب کنبد باید مانند کسانی باشید که از حضورآنها لذت می برید. جان وسلی در قرن 18 به این مسئله رسیده بود که گفت :" اگر خودتان را آتش بزنید ، دیگران می خواهند سوختنتان را تماشا کنند." 2- بر توانائی و نقاط قدرت اشخاص انگشت بگذارید : یکی از بهترین کارهائی که برای دیگران می توانید بکنید که موجب جذب آنها نیز می شود ، اینست که به قابلیت و توانائی آنها اعتماد داشته باشید. این امر باعث می شود که اعتقاد آنها به خودشان بیشتر شود. به عقیده ژاک ویزل : " مطالعه ای که روی صد میلیونر خود ساخته انجام شد فقط یک وجه مشترک بین آنها را نشان می داد همه این مردان و زنان موفق فقط خویب های مردم را می دیدند." دیزریلی این را فهمیده بود که می گفت : " یزرگترین نیکی شما در حق دیگران این نیست که بخشی از ثروت خود را به آنها بخشید بلکه این است که ثروت خودشان را برآنها بر ملا سازید." اگر دیگران را تحسین کنید که و به آنها کمک که استعداد خود را به کار گیرند ، در قلب شان جای می گیرید. 3- مردم را امیدوار کنید : ناپلئون رهبران را "دلالان امید" می دانست. او می دانست که امید نعمت بزرگی است. اگر دل دیگران را به نور امید روشن کنید شیفته شما می شوند و مهرتان را در دل خود جای می دهند. 4- خیر برسانید : مردم رهبرانی را دوست دارند که خیرشان به دیگران برسد. هنگام رهبری مردم از خود و از منابع خود مایه بگذارید. رهبرانی که پیش از خود به دیگران و علایق آنها می اندیشند جاذبه خود را به ظهور می رسانند. تامل کنیم : جاذبه خود را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا دیگران به سوی شما جذب می شوند؟ اگر این طور نیست یکی از این عوامل سد راه جاذبه شماست : غرور – عدم اعتماد به نفس – دمدمی بودن – وسواس – بدگمانی راه دست یابی : برای پرورش نیروی جاذبه خود این کارها را بکنید: - کانون توجه خود را عوض کنید - در برخورد اول تاثیر خوبی بر طرف مقابل بگذارید - خیر برسانید " هر جه هست در برخورد اول شکل می گیرد ، اگر هنگام شروع استقبال و انتظار خودتان را نشان دهید و هنگام خداحافظی نگرانی و ناراحتی خودتان را ابراز نمائید حتما طرف مقابل را جذب خودتان کرده اید." |
|
+ نوشته شده در
84/10/04ساعت 15:43 توسط zartosht |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
شایا دختری از هند ژیلا گل شب بو رضا طاهرى گروه ترانه ها |
|
RSS
|